زبانحال حضرت زینب سلاماللهعلیها با سر مطهر برادر
مثل همیشه از همه سرها سری حسین بر نیزه دیدمت، چقدر محـشری حسین از هـر کـجـای دشت شـمـیم تو میوزد عـطـر گـل مـحـمـّدیِ پـرپـری حـسـین تا گفت: «یا أخا...» به خدا مطمئن شدم عـبّاس را به خـیـمه نـمیآوری حسین! چشمم به توست ای سر بیتن که سالهاست تنـهـا پـنـاه بیکـسی خـواهـری حـسـین حتّی به شمر و عاقـبتـش فکر میکنی! تو جـلـوهگـاه رحمت پیـغـمـبری حسین از اشک ما بـنای قـیامت شود خـراب، از قـاتـلان خویش اگر بگـذری حـسین |